خانه / رادیو

رادیو

رادیو radio

زندگی به سبک شهریور

زندگی به سبک شهریور “پراکنده ها” مریم شریعتی پایان شهریور ۱۳۹۵ چیزی در من گم شده است. چیزی که به آخرین ماه تابستان پیوند می خورد. چیزی که شهریورانه به دور دلم می پیچد. صدای اذان همراه آفتاب ظهر آخر شهریور از پنجره به درون می ریزد و گلهای قالی …

بیشتر بخوانید »

مژده بهار آمد

سلام مجید عزیز، ببخشید چون مسافرم همیشه به اینترنت دسترسی ندارم! بهار آمد ترانه سرا، آهنگساز و خواننده: ساسان نیکذات تنظیم : احسان عبایی میکس و مستر :محمدباقر زینالی مژده بهار شعر از: عزیزالله نیکذات (نیکو) آهنگساز و خواننده: ساسان نیکذات تنظیم: احسان عبایی میکس و مستر: محمدباقر زینالی

بیشتر بخوانید »

سلمک

سملک

سَلمَک‌ یک گوشه‌ای هست به‌نام سَلمَک‌... یک جایی بین پرده‌ی چهارم و پنجم دستگاه شور. وقتی می‌خواهی از شوربیفتی تویِ دشتی. آن‌جا؛ درست همان لحظه، یک مکث می‌کنی؛ یک توقف چند ثانیه‌ای بین دو پرده. یک لحظه آواز را به جای آن‌که رها کنی توی هوا، نگه میداری توی گلو. می‌پیچانی، مکث می‌کنی، خسیس می‌شوی توی خرج کردنش. چرا؟

بیشتر بخوانید »

ایست بازرسی

داستان کوتاه "ایست بازرسی" سایبان سمت راننده را تنظیم کردم تا غروب آفتاب کویر بیشتر از این کلافه ام نکند. آفتاب از بینی به پایین را می سوزاند. یخه ام را چفت کرده بودم تا گردنم آفتاب سوز نشود. سرباز ایست بازرسی مهریز با تابلو دستی قرمز رنگِ "ایست" متوقفم کرد. سلام کردم، جواب نداد. مثل فوق تخصص قلب و کارشناس ارشد جرم شناسی دست روی قلبم گذاشت. پرسید: "چرا ترسیدی؟"

بیشتر بخوانید »

دیوان سلطان ولد

بهاءالدین محمد بن جلال‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد معروف به سلطان وَلَد و متخلص به ولد فرزند بزرگ جلال‌الدین مولوی - شاعر و عارف نامدار - و جانشین و خلیفهٔ او در طریقه مولویه است.

بیشتر بخوانید »

بیسواد کیست؟

در زمانی نه چندان دور، "بیسواد" کسی بود که خواندن و نوشتن نمی‌دانست. این تعریف، قرن‌ها و هزاره های متوالی معتبر بود تا آن که به هزاره سوم رسیدیم. از ابتدای قرن ۲۱ ، این تعریف از بیسواد رواج بسیار یافت: بی سواد کسی است که عکاسی نمی‌داند و با رایانه و زبان انگلیسی آشنا نباشد، حتی اگر سواد خواندن و نوشتن داشته باشد.

بیشتر بخوانید »

ما خوبیم

«ما خوبیم» از «مریم شریعتی»

«رادیو ارتباط» تقدیم می کند: ما خوبیم متن و اجرا: مریم شریعتی تعهد ؟ ! چه حرف ها می زنیم ! مگر قرار نبود تعهد زاده ی عشق باشد و عشق فرزند آزادی ؟ اصلا مگر می شود که جانت به کسی گره نخورده باشد و به او متعهد باشی ؟ جان های ما قفل شده است ـ ـ ـ

بیشتر بخوانید »

زنده باد تساوی

وقتی به خود آمدیم، عین آن ها شده بودیم. کیف چرمی یا سامسونت داشتیم و اوراقی که باید به آنها رسیدگی می کردیم و دسته چک و حساب کتاب هایی که مهم بودند. با رئیس دعوایمان می شد و اخم و تَخم اش را می آوردیم خانه سر بچه ها خالی می کردیم.

بیشتر بخوانید »

Watch Dragon ball super